...سراسر زمين مملو از سبزه و گل و درخت ؛ همراه با آبهاي زلال ، چشمه سارهاي فريبا ؛ كوهستان هاي زيبا ؛آبشارهاي دل انگيز و صحراهاي پرصفاست، ولي درون ما خالي از آب و گل وسبزه است....
.... و خداوند در جواب مي فرمايد : درست است كه من اين همه زيبايي به زمين داده ام ولي شما خبر نداريد او چه دل پردردي دارد....
ستاره ها با تعجب گفتند : شگفتا ! چرا چنين است؟ و خداوند پاسخ مي دهد : زمين دلش از دست مردماني كه در آن زيست مي كنند خون است و دردهايي دارد كه بهتر است از خودش بشنويد :
....اين انسان ها در راه تخريب زيباييهاي من مسابقه گذارده اند و كم مانده است كه منهم مثل ديگر ستارگان سرد و خالي شوم....
- هواي پاك پيرامون مرا آنچنان آلوده كرده اند كه گياهان و پرندگان هم قادر به تنفس نيستند .
- درياها و اقياوسها ي مرا به قدري آلوده كرده اند كه موجودات دريايي هم قادر به ادامه حيات نيستند .
- درختان مرا ناجوانمردانه سر مي برند ....
- دنياي وحش مرا با شكارهاي بي رويه به نابودي كشانده اند .
- چشمه سارها و كاريزهاي زلال مرا با تصرف هاي نابجا ازبين برده اند.
- درياچه ها و تالاب هاي سرسبز مرا مي خشكانند .
- زمين هاي كشاورزي مرا كه به آنان غذا مي رساند ، بي محابا نابود ميكنند .
- در عمق خاك من روزانه خروارها خروار زباله دفن مي كنند.
- باجنگ افزارهاي خانمان برانداز خود نه تنها خودشان را از بين مي برند ، بلكه درون و برون مرا هم به آتش مي كشانند ....
- و.....
- وزمين در اينجا مكثي كرده و رو به خداوند نموده و ادامه داد: بنابراين به من حق دهيد كه گاهي از شدت ناراحتي و عصبانيت از دست سنگ دلي هاي اشرف مخلوقات شما بلرزم ؛اشك بريزم؛ فرياد برآرم و گاهي آتش جگر را بيرون بريزم .
***
و ...خداوند نگاهي به ستارگان مي افكندكه همگي از اعتراض خود شرمسار و سرافكنده اند .....
نظرات شما عزیزان: